امروز آسمان هم حال و هوای دیگری
دارد. نمیدانم شاید ابرها هم مثل من و دوستان سر تیم محبوبشان در ال
کلاسیکو دعوایشان شده. روی زمین هم همه چیز به این مسابقه ختم میشود. امروز
این مسابقه ی فوتبال تیتر یک بسیاری از خبرگزاری های دنیاستو بسیاری از
شبکه های بزرگ تلویزیونی ثانیه شمار معکوس تا این بازی را روی آنتن قرار
داده اند. امروز دیگر کمتر کسی به تعداد کشته های بحرین و لیبی فکر میکند و
به مشکلات خاص مردم زاپن. امرزو همه چشم دوخته اند به برنابئو . به راستی
این چه معجونیست که در آستانه ی 90 سالگی همان طعم اولیه را دارد ؟
17 فوریه ی 1922 . قسمت اول سریال مسابقاتی که فراترند از یک مسابقه. اگر فکر میکنید ال داربی تنها یک مسابقه ی فوتبال است سخت در اشتباهید ! این تنها یک بازی نیست که اگر بود یک میلیارد نفر را روی کره ی خاکی میخکوب صفحه ی تلویزیون نمیکرد و اگر بود فیگو مورد آن پذیرایی وحشتناک قرار نمگیرفت . سوپر کلاسیکو یک جنگ تمام عیار است. جنگ کاستیا و کاتالونیا. شاید آن زمان که فرانکو کمر به نابودی تمام مذاهب و زبانهای اسپانیا به جز زبان کاستیا بسته بود تا فرهنگ منطقه اش را به تمام سرزمین آندلس بسط دهد نمیدانست درفش مخالفت با او توسط یک تیم فوتبال برافراشته میشود. اما وقتی فهمید دیگر از هیچ کوششی برای تباه کردن آن تیم دست نکشید. از آن برد تاریخی با چاشنی توپ و تانک و تهدید تا ماجرای دی استفانو و کمک به تاسیس باشگاه اسپانیول جهت مقابله با بارسا. اما نه او نه هیچکس بعد از او نتوانست مانعی باشد برای پسرانی که فرهنگ کاتالانیسم را نه با زور بلکه با عشق به سرتاسر دنیا صادر میکنند...
همه آرام روی صندلی نشسته اند و
گوشهایشان را تیز کرده اند گویا همه منتظرند یک اتفاق این سکوت را بشکند.
ناگهان همه برمی خیزند و همگام با بلندگوهای نیوکمپ با قلبشان سرود جاودانه
ی جوزپ ماریا اسپیناس را میخوانند. کانت دل بارسا... و جوری میخوانند
انگار اولین بارشان است. . این از آن قصه هایست که هیچگاه تکراری نمیشود.
هر چند مدتهاست روی این سکوها پرچم اسپانیا آتش نمیگیرد اما جمله ی
کاتالونیا اسپانیا نیست و رقص پرچم زرد و نارنجی کاتالونیا را میتوان در گوشه و کنارش
دید . تیمی که خوان گامپر و دوستانش تاسیس کردند کم دردسرترین و قانونی
ترین راه برای مقابله با فرانکو و اهدافش بود. تیمی که از پاپ ژان پل دوم و
ساپاترو هوادار دارد تا کودکان گرسنه ی آفریقایی و این عشق دیگر که فقیر
و غنی نمیشناسد . فلسفه ی اصلی این تیم یعنی بازیکن سازی مرهون تلاش های
یوهان کرویف بزرگ است که بعضی ها (!) سبب شدند از تیم محبوبش فاصله بگیرد.
حالا بسیاری از مردم دنیا از طریق فوتبال با کاتالونیا و فرهنگش آشنا شده
اند. حالا حتی توریست های سرتاسر دنیا کاتالونیا را با تیم فوتبالش
میشناسند و منتظرند قهرمانی های این تیم را ببینند نه پایان ساخت بنای
ناتمام انتونیو گائودی !
مادرید- شهر شب زنده دارهای اسپانیا. شهری که تیم اول فوتبالش از ابتدا با سلطنت و پادشاهی عجین شده و حتی نامش را از شاه الفونسو سیزدهم گرفته. نمیدانم شاید آن روز که تعدادی دانشجو صبح های دوشنبه در زمین های حومه ی مادرید تیم فوتبال تشکیل داده بودند نمیدانستند میاثشان یک روز ثروتمند ترین تیم فوتبال جهان خواهد شد ! فلسفه ی تیم اول شهر مادرید از زمان حرفه ای شدن تا به امروز همیشه جذب ستاره بوده. از مانوئل سانچز و میشل پاردخا تا روبرتو کالوس و زیدان و میاتوویچ و کریس رونالدو و مسوت اوزیل. اما چند سالی مشود ستاره های گرانقیمت برنابئو نتوانستند ستاره ای به پیراهن تیمشان بیفزایند . احتمالا مردم مادرید دوباره در پی تدارک پلاکارد معروفشان هستند تا در سرتاسر شهر نصب کنند و برای حریف خط و نشان بکشند. آنها خوب میدانند تیمشان لیگ را تقریبا از دست داده اما لیگ قهرمانان حکایت دیگریست و ستاره های امروز برنابئو خوب میدانند برای جاودانه شدن نیاز به فتح لیگ قهرمانان دارند .
انتظارها به سر میرسند عقربه ها میدوند تا هر چه سریع تر به لحظه ی موعود برسیم. و داور بازی "ناقوس عشق" را به صدا دربیاورد . نمیدانیم عاقبت جنگ ستارگان چیست و نمیدانیم کدام لشکر امشب شراب حیات بخش پیروزی را مینوشد و کدام یک امشب را در حقارتگاه شکست به صبح میرساند اما میدانیم هر اتفاقی افتاد فرصت جبران زیاد هست. پس منتظر میمانیم ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بعد از تحریر 1 : بازی خوبی نبود ! وقتی با این آب و تاب به استقبال ال داربی رفتم انتظار داشتم با یک سوپرکلاسیکوی تمام عیار رو به رو بشم . اما شخصا دوست دارم نظر هوادران مادرید رو در مورد بازی با 5 مدافع و 7 هافبک دفاعی بدونم. چون اینها در طی سالیان اخیر همشه ادعای بازی زیبا داشتن ! اما نکته ی مهم تر این بازی این بود که بعد از شایعه پراکنی و حمله ی مسلحانه این بار لیزر هم روی صورت لیو کار میکرد اما نتونست جلوشو بگیره . داوید ویا هم وقتی گل نزن میشه دیگه حتی گل خالی رو هم نمیزنه ! ما لیگ رو فتح کردیم اما ناراحتیمون از این نتیجه رو نمیشه پنهان کنیم . تبریک ویژه به تمام رئالی ها...