ذوب اهن تیمی به نام یک ملت-------غرورمان را برگردانید لطفا
۱- بر باد رفته : تا به حال فکر کرده اید چند سال است منتظر یک موفقیت بین المللی فوتبالمان هستیم؟ جام ملت های اسیا که قربانش بروم ۳۵ سال است به ما چشمک نزده ۴ دهه است به المپیک نرفته ایم جام جهانی ۲۰۰۶ هم باری ما چیزی جز تعلیق نداشت ! و در "لیگ قهرمانان اسیا " هم تا کنون حتی یک بار قهرمان نشده ایم اینها همه نشان از سرخوردگی و غرور بر باد رفته ی فوتبالیست که روزگاری اقای اسیا بود تنها موفقیت نصفه و نیمه ی ما در سال های اخیر نایب قهرمانی سپاهان در لیگ قهرمانان اسیا بود حالا یک تیم اصفهانی دیگر وشاید یک افتخار بزرگتر
۲ سبزهای ایران ابی های عربستان : بعد از ذوب اهن بسیار جوان زوران جورجویچ و ذوب اهن ملال اور ذوالفقار نسب منصور ابراهیم زاده سرو شکلی تازه به این تیم داد و یک تیم هماهنگ منسجم بر پایه ی بازی روی زمین و نه فوتبال "بکش زیرش " به سبک علی اقا ! درست کرد این تیم که در ۲ سال گذشته همواره نایب قهرمان بوده حالا میتواند با راهیابی به فینال افتخاری کسب کند که تمام تیم های ایران ارزویش را دارند و بعضی از تیم ها هم به قهرمانی سال های درو ان به شدت می نازند ! اما مقابل ذوب اهن یک تیم حرفه ای و با ستارگان پرشمار یک مربی کارکشته و جو سنگین ورزشگاه قرار دارد که البته ذوب اهن با این جو غریبه نیست
۴- کلید ها : در تیم ذوب اهن شهاب گردان محمد رضا خلعتبری محمد حسینی و قاسم حدادی فر را میتوان مهره های کلیدی نامید البته ذوب اهن را نمیتوان چندان متکی به فرد دانست ضمن انکه از نقش بسیار مثبت ایگور کاسترو هم نباید گذشت در سمت مقابل اما یاسر القحتانی ویلهلمسون و رادو را میتوان از بقیه متمایز دانست البته دروازه بان الهلال را هم میتوان به این جمع اضافه کرد ضمن انکه اریش گریتس کارکشته و با تجربه هم امروز میتواند کمک خوبی برای الهلال باشد
۵- پل های پشت سر: ذوب اهن برای حضور در این مرحله ابتدا از گروه مرگ با اقتدار صعود کرد انها ۶ امتیاز از بنیاد کور ۴ امتیاز از الاتحاد و ۳ امیتاز از الوحده گرفتند سپس به مصاف مس رفتند و در نهایت پوهانگ استیلرز قدرتمند را شکست دادند و به این مرحله رسیدند تجربه ی بازی با الاتحاد در عربستان میتواند امروز بسیار مهم باشد در مقابل گروه الهلا چندان سخت نبوده انها حتی در مقابل مس ایران هم شکست خورده اند و در دور قبلی هم با الغرافه بازی کردند و بازی برگشت را به زحمت ۴ بر ۲ باختند و سرانجام به این مرحله رسیدند اما نباید از قدرت الهلال در بازی های خانگی به سادگی گذشت
۶ دل یه ملت با شماست : بله امروز دل ملت ایران با تیم خوب ذوب اهن است بچه های سبز پوش لطفا از این مرحله بگذرید لطفا فینال را هم ببرید و قهرمان شوید لطفا نام ایران را باز هم بر سر زبان ها بیندازید اصلا چقدر خوب میشود که نام ایران به خاطر پیروزی شما بر تیم یک کشور شما تکرار شود نه اظهار نظر های تند فلان مسئول علیه کشور های دیگر ! با یک فوتبال زیبا سربلندمان کنید تا صحبت های زشتی که ما را در راس خبر های دنیا قرار میدهد بیش از این ازارمان ندهید در یک کلام غرورمان را برگردانید لطفا ...
حاشیه نگاری از اولین بازی خانگی سپیدرود بعد از 23 سال در لیگ یک -برد شیرین تیم نوستالژیک
صعود سپیدرود همان تیم ریشه دار و سنتی شهر رشت به لیگ یک بعد از۲۳ سال از آن دست اتفاقاتی بود که در زمان خودش حسابی نقل محافل شهر بود موضوعی که حسابی خاطرات پدر ها و پدربزرگهایمان را زنده کرد به خصوص کری ها و شعار های مودبانه شان ! با انزلی چی ها با خودم گفتم شاید بد نباشد کمی از حاشیه های اولین بازی خانگی سپیدرود را بنویسم
به طور تصادفی و در حالی که از خانه ی یکی از دوستانم راهی خانه ی خودمان بودم در بین راه با اتوبوس های منتهی به ورزشگاه سردار جنگل مواجه شدم وسوسه ی همیشگی حضور در ورزشگاه اینبار با یک حس نوستالژیک هم همراه بود ناگهان تصمیم گرفتم به همان صورت و در حالی که کوله ی همیشگیم پر از کتاب و چند دست لباس بود و با همان لباس های پلو خوری ! سوار اتوبوس شدم باران تندی هم میبارید اما مانع من نشد از پر شدن اتوبوسی که در ان بودم به شدت خوشحال شدم داخل اتوبوس ها همیشه بحث های فنی داغی سر میگیرد جوری که احساس میکنی به کانون مربیان امدی و خودت بی خبری !راه طولانی همیشگی را طی کردم اما...
اما زمانی که به استادیوم رسیدیم تماشای یک استادیوم خالی حسابی توی ذوق میزد میزان تماشاگر به میزانی کم بود که حتی برای شمارش انها به "عادل فردوسی پور " هم نیاز نبود ! ار ابتدا نگران بازرسی بدنی هم بودم اینکه تمام اجزای کیفم را خالی کنم کمی سخت به نظر میرسید که خوشبختانه مامور وظیفه شناس ! کلا بیخیال کیف من شد اما به قول دکتر صدر تماشای چمن سبز استادیوم همیشه تازه و لذتبخش است و هیچوقت تکرار ی نمیشود همان جمعیت کم که به طور عمده پیرمرد بودند به شدت و زیر بارش باران سپیدرود را تشویق میکردند انها شاید دنبال خاطرات گم شده شان میگشتند جایی میان سکوهای استادیوم ...
اولین اتفاق خوب بازی که برای خیلی ها اموزنده است تشویق شدی سهیل حق شناس بازیکن فصل قبل سپیدرود بود که با لباس برق شیراز مقابل تیم سابقش قرار میگرفت اتفاقی که شاید کمتر جایی بیفتد به هر حال بازی در نیمه ی اول به کسالت بار ترین شکل ممکن پایان یافت اما در نیمه ی دوم سپیدرود با ارائه ی یک بازی طوفانی توانست ۳ به ۱ برق شیراز را شکست دهد ... جالبتر اینکه گل برق را هم حق شناس به ثمر رساند
نکته ی اصلی این بازی اینجا بود که وقتی به جهره ی تک تک هوادارن خیره میشدم علاقه به سپیدرود را درمیافتم انها واقعا این تیم را دوس دارند یک تیم صد در صد بومی با ریشه های تاریخیش و هر چند سپیدرود تقریبا شانسی برای لیگ برتری شدن ندارد اما انها هوادار امروز و دیروز این تیم نیستند سالهاست در سطوح پایینتر این تیم را حمایت میکنند از همین حالا میتوان حدس زد اگر سپیدرود لیگ برتری شود در بازی اولش جایی برای سوزن انداختن نباشد
نکته ی اخر اینکه بعد از پایان بازی تماشاگران به شدت به بنر های زیاد نصب شده در سطح شهر که متعلق به داماش تیم دیگر شهر است واکنش نشان میدادند ! و دقیقا اینجاست که ریشه ها مهم تر است از هر چیز...
مسی جواهری در تیررس کلاغ ها منو فکر رفتن تو میکشه ...
۱-شایعه یا واقعیت :چند روزی است خبری در راس اخبار ورزشی جهان قرار گرفته که حکایت از پیشنهاد سنگین ۲۵۰ میلیون دلاری ماسیمو موراتی رئیس باشگاه اینتر برای خرید مسی دارد پاسخ مسی و بارسلونا اما فقط سکوت بوده است یک سکوت ازار دهنده ! ماسیمو موراتی اما به شدت مصمم نشان میدهد و در اخرین مصاحبه اش در باره ی احتمال شوخی بودن این خبر گفته :من با کسی شوخی ندارم ! نمیدانم چرا بی اختیار یاد کلاغ هایی افتادم که جواهرات ابدیده را میدزدند و میبرند ! اما کلاغ های قصه ی ما پول خوبی بابت این جواهر میدهند !
۲-تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری نرو :چه کسی مسی را تحسین نمیکند ؟ حتی طرفداران رئال مادرید هم ته دلشان به ستایش از او میپردازند . بعضی وقتها حرکاتش انقدر چشم نواز میشود که خدا را به خاطر افرینش مسی و همدوره قرار دادنش با ما شکر میکنیم ! مسی عزیز تو مثل بعضی ها ! نیستی که باشگاهی که بزرگشان کرده را به راحتی رها میکنند تا لباس یک تیم متمول سفید پوش را بپوشند ! تو فرق داری پسر این را به سادگی میتوانی ثابت کنی اصلا مگر میشود بارسای شریف را رها کرد و به دامان تیمی پیوست که قهرمانیش در اروپا به واسطه ی کاتاناچیوی کثیف رقم خورده و میشود گواردیولا را رها کرد و شاگرد مربی ای شد که برای لیورپولی ها چیزی جز بهانه های کودکانه نداشت (به جز حماسه ی استانبول) نه انصافا کار سختیست ولی صفرهای قرارداد هم وسوسه کننده است من که بعید میدانم مسیح من اینجا را ترک کند
۳-لعنت به فوتبال حرفه ای : خیلی ها میگویند این ذات فوتبال حرفه ایست که بازیکن باشگاهش را به سادگی عوض کند و به احساسات هوادارنش پشت کند اگر واقعا فوتبال حرفه ای این است ما نخواستیم ! برای این که همان فوتبال اماتور را داشته باشیم چه کسی را باید دید ؟
۴-جانشینانی از لاماسیا : اکنون که این مطلب را مینویسم انتقلال مسی فقط در حد حرف است اما اگر خدای ناکرده زبانم لال ! مسی واقعا رفت باز هم نمیشود برای بارسا خیلی نگران بود زیرا تا لاماسیا هست بارسا هم هست نفراتی مثل جاناتان جفرن اسولین بارتا و ... میتوانند در سال های اینده حداقل قسمتی از جای خالی مسی را پر کنند اما این دلیل نمیشود که مسی خانه اش را ترک کند مسی قط برای ماست همین و بس ...
عکس فوق مسی فابرگاس و در گوشه ی سمت مخالف پیکه را در انفوان جوانی به ما نشان میدهد یاد روزهای لاماسیا بخیر ! (با تشکر از امید صادقی عزیز )
حاشیه های تمام نشدنی سینما در هفته های اخیر از نورمن خدابیامرز تا اصغر اقای فرهادی

پایان تلخ وتلخی های بی پایان داربی نفرین شده --- الفاتحه !!
۱-چندی پیش که عدنان دانشیار در مطلبی مارادونا به شدت کوبید و انواع و اقسام لقب ها را به وی داد و ظرف یک هفته از همه چیز پشیمان شد دوست داشتم هیچگاه در جایگاه او قرار نگیرم اما اینطور شد حالا در این پست بعضی و فقط بعضی از حرفهای پست قبلی را باید پس بگیرم نه ! اینجا دیگر جایی برای عشق نیست !
۲ داربی ۶۹ هم رفت پی کارش بی انکه اتفاق خاصی بیفتد بله داربی ایران نتوانست و دیگر نخواهد توانست یک اتفاق بزرگ را رقم بزند نتوانست مثل بازی با انگلیس مرحمی برای دردهای مالویناس ارژانتین باشد و نتوانست مثل داربی اسپانیا ایستادگی کاتالونیا باشد مقابل پادشاه یا خیلی داربی های دیگر نکته اینجاست که این داربی اصلا "خاص " نیست صرفا یک بازیست بین ۲ تیمی که میخواهند بگویند برترند در حالی که نیستند و یک بازی است بین کوچولوهای کری خوان سرخابی ! که به جای بازی مقابل هم برای هم کروکی شهری میکشند !!
۳-داربی تهران دقیقا مثل یک جسم رساناست ! همانطور که تمام بار الکتریکی جسم رسانا در سطح خارجی آن توزیع میشود و داخل جسم رسانا هیچ بار الکتریکی وجود ندارد این بازی هم درونش هیچ چیز نیست هر چند که بیرونش را پر کرده ایم از حواشی زرد خودمان کرده ایم دیگر خود کرده را تدبیر نیست شخصا در این مطلب میخواهم عظمت پوشالی این داربی را که در ذهن خودم ایجاد کرده بودم بشکنم و تاکید میکنم این داربی هیچ چیز نداشت
۴-این داربی اما همیشه این گونه نبود زمان های نه چنان دور تیم های سرخابی مردانه میجنگیدند گاهی بازی ۶ گله هم میشد و به اندازه ی حالا انقدر قابل پیش بینی و سخیف (شریف ترین واژه ای که برای این داربی یافتم ) نبود... همان روزها بود که شب قبل از داربی خوابمان نمیبرد همان روزها بود که نمیشد داربی را پیش بینی کرد و داربی اینهمه ملال اور نبود که حتی وقتی دقیقه ی ۹۱ تیمت گل بخورد ناراحت نشوی !
۵-این بازی را نفرین کرده اند داربی ای که به زعم خود فتح الله زاده تیم برترش میبازد و گزارشگر پرسپولیسیش ! به ناچار باید برای گل مجیدی فریاد بزند و سریعا به او لقب استاد بدهد ! داربی ای که تیمی ان را میبرد که نیمه ی دوم یک موقعیت هم نداشته و کاملا در زمین راه میرفته داربی ای که داورانش یک گل واضح را نمیگیرند و ستاره هایش بازیکنان نسل دیروز هستند و بازیکنان امروزی اش مهو اسکوربوردند تا موهای زیبایشان را ببینند !داربی ای که همه میگویند استقلال برد چون نوبتش بود چون دیگر مساوی خطر ناک است اما ایا مشکل داربی با برد یک تیم حل شد ؟ ایا بازی ملال اور نیمه ی دوم با گل دقیقه ی ۹۱ پاک شد؟
۶-بله داربی برای قرمزها پایان تلخی داشت اما ایا استقلالی ها تنها به صرف گل دقایق پایانی جریان کسالت بار نیمه ی دوم بازی را از یاد بردند ؟ اگر استقلالی ها هم به خودشان دلخوشی الکی ندهند در میابند تلخی های داربی بی پایان است و اینجا دقیقا همان جایی است که پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان نیست !
۷ - نگاهی به اطرافتان بیندازید به داربی های همه ی دنیا کدام داربی اینقدر قابل پیش بینیست ؟ بارسلونا یک فصل ۴ گل از رئال میخورد و فصل بعد ۶ گل به این تیم میزند و ۴ بازی پشت سر هم را میبرد انگار هاشمی نسب راست میگوید داربی مرده است دیگر کسی بعد از گل زدن بیهوش نمیشود ! اما نامردیست اگر به استقلالی ها تبریک نگویم بابت پیروزی بعد از ۵ سال به انها حق میدهم خوشحال باشند و نظرات مرا هم قبول نداشته باشند اگر داربی باز هستید توصیه ی من تماشای داربی فردای اورتون با لیورپول است و اگر با من موافقید مدیونید اگر یک فاتحه برای داربی تهران نفرستید ! الفاتحه
داربی نیمه جان 69 تایی شد-------- هنوزم میشه عاشق شد
۱-داربی یا شهراورد ؟واژه ی داربی برگرفته از منطقه ی داربی شایر انگلیس است که در زمان های دور جدال های حساسی در آن برگزار میشده و امروز این واژه به مسابقات حساسی گفته میشود که چیزی فرای گرفتن امتیاز در خود دارد که الزاما بازی بین همشهریها نیست نمونه ی بارزش هم بازی بارسا و رئال است پس واژه ی شهراورد را نمیتوان معادل مناسبی برای داربی خواند
۲- بازی با امار :داربی سرخابی های پایتخت فردا ۶۹ تایی میشود در حالی که بعد از داربی ۶۰ و ورود به دهه ی هفتم داربی ها ۶ بازی مساوی شده که نتایج همه ی انها یک بر یک بوده ! و دو بازی را هم پرسپولیس برده امار واقعا ملال اوری ست برای یک بازی با این میزان اهمیت دیداری که عمدتا تاکتیک در آن جایی ندارد و صرفا تیم پیروز در سالیان اخیر تیم با رو حیه تر یا خوش شانس تر میدان بوده است تا تیم بهتر با یک نگاه اجمالی به امار درمیابیم که استقلال مدت هاست در حسرت برد داربی ست و شاید این حسرت فردا تمام شود نکته ی دیگر اینکه اگر تعداد دیدارهایی که استقلال با نتیجه ی ۳ بر صفر و با کمک فدراسیون پیروز شده از بردهای این تیم کم کنیم تعداد بردهای ۲ تیم به طور مساوی به عدد ۱۷ میرسد
۳-بازی ۳ امتیازی نیست : در طول سالیان اخیر خسته شده ایم از بس این جمله ی معروف را شنیده ایم که این بازی ۳ امتیاز بیشتر ندارد این هم از ان حرفهاست دیگر کجای این داربی ۳ امتیازی است؟ داربی ای که در طول تاریخ خود همواره کسانی را از فرش به عرش رسانده و برعکس سر خیلی ها را به سنگ کوبیده این داربی نتیجه ای فراتر از ۳ امتیاز دارد نتیجه ای که میتواند بی غیرت های هفته ی قبل را با غیرت کند یا اغازی باشد بر حیا کن رها کن های همیشگی !
۴-سیاسی هست یا نه؟ اینکه نتیجه ی این داربی بیرون از مستطیل سبز رقم میخورد سالهاست که مطرح شده اما چند سال قبل با مصاحبه ی قلعه نوعی دوباره قوت گرفت و تماشاگران بعد از چندین تساوی یک بر یک متوالی شعار فوتبال با سیاست سر دادند نکته اینجاست که ماهیت این ماجرا بر کسی اشکار نیست اما به نظر میرسد چیزی که حداقل در این برهه ی زمانی باعث کسب تساوی های پی در پی شده بیشتر ترس دو تیم از نتیجه بوده تا سیاست
۵-داربی ترسوها : سالهاست این کلیشه ی همیشگیمان شده که این بازی را حساس نکنید -- این هم از آن حرفهاست !! مگر داربی های بزرگ دنیا حساس نیست؟ با کمی نگاه به اطراف متوجه خواهیم شد جذاب ترین داربی دنیا بین بارسا و رئال دقیقا حساس ترین هم هست جدالی ناب بین طرفداران پادشاه در مادرید و جدایی طلبان کاتالان از این حساس تر هم میشود؟ یا دربی کاتولیک ها و پروتستان ها در جدال سلتیک و رنجرز یا دربی رم و لاتزیو اینها همه حساس هستند اما بازیکنان وقتی به زمین میروند به جای زیر توپ زدن به سمت دروازه ی یکدیگر هجوم میبرند به نظر میرسد کسالت بار شدن داربی تهران به خاطر ترس بازیکنان است و این ترس نه نشانه ی حساسیت بیش از حد بازی بلکه نشانه ی ترسو بودن خود بازیکنان است ! اگر این طور نبود همواره چند رئالی پیش از بازی با بارسا از ترس سکته میکردند !!
۶-نیمکت های لرزان : این تنها خاصیت فوتبال ما نیست در همه جای دنیا مجازات باخت در داربی میتواند اخراج مربیان و جریمه های سنگین بازیکنان باشد مثلا اخراج خوانده راموس از رئال بعد از ۶ گله شدن مقابل بارسا در حالی که رئال با او ۱۲ پیروزی متوالی کسب کرده بود یا اخراج فابیو کاپلو از رئال به خاطر تعویض های افتضاح در بازی مقابل بارسا و از دست دادن پیروزی یا اخراج رایکارد بعد از ۴ گله شدن مقابل رئال پس داربی را میتوان زلزله ی نیمکت ها دانست حال باید دید بین دایی و مظلومی کدام یک زنده از زیر اوار داربی بیرون میایند ؟!
۷-هنوزم میشه عاشق شد : راستش را بخواهید علاقه ی خاصی به نوشتن در مورد این داربی نداشتم و فکر میکردم داربی مرده است و رفته پی کارش اما در این یکی دو روزه با گشت و گذار در دنیای اینترنت فهمیدم دربی گر چه نیمه جان ولی هنوز زنده است و هنوز هم مشتاقان زیادی دارد روی صحبتم با ستارگان کاغذی داربی فرداست اقای ستاره میدانی پیراهن چه کسی را بر تن کردی ؟ و جانشین چه کسانی هستی؟ چیزی از قصه ی عاشقان قدیمی شنیده ای؟ چیزی از چشم های نگران میلیون ها هوادار که به ساق هایت دوخته شده میدانی؟ فکر نمیکنم این طور باشد اما تو را به جان همان اسکناس های لعنتیت که از همه چیز برایت مهتر است فردا برو و تا اخرین نفس مبارزه کن همین