ممنونم آقای فرهادی ...

موفقیت های درباره ی الی مهم نیست. خرس طلایی گرفتن جدایی نادر از سیمین از برلیناله هم مهم نیست . مهم خود اوست . به چهره اش نگاه کنید. موفقیت از سرو کولش بالا میرود ! او موفقیت ها را جذب میکند . دوست دارم روزی مثل او باشم . (جملات پگاه آهنگرانی در مورد اصغر فرهادی)

اصلا دوست ندارم پیش از دیدن یک فیلم هیچ نقدی چه مثبت و چه منفی دربارش بخوانم و یا بشنوم. اما در طول جشنواره دوستانی که جدایی نادر از سیمین را دیدند به شدت لب به ستایشش گشودند هر چند این فیلم در جشنواره ی خودمان بهترین نشد اما چند روز بعد در قصر برلیناله به عنوان بهرتین فیلم معرفی شد. نمیدانم  آن شب که فرهادی خرس به دست از پلکان فرودگاه پایین می آمد و تبریک ها را میشنید یادش رفته بود به خاطر بیان فقط یک جمله چه برخوردی  توسط همین افراد با وی شد   ؟ و فیلمش حتی به مرز تعطیلی رسید ؟ یادش رفته بود همین جناب شمقدری فرموده بودند این فیلم به خوبی درباره ی الی نیست ؟  اتفاق مهم تر اما برای کسانیست که جشنواره ی برلین و جوایزش را سیاسی میدانستند. خرید امتیاز اکران فیلم در ایتالیا . آیا هنوز کسی اعتقاد دارد این فیلم فیلم خوبی نیست ؟

جلوی سینما چندان شلوغ نبود. انتظار جمعیت بیشتری را داشتم. اما وقتی وارد فضای سینما میرزا کوچک رشت شدم با صحنه ای باورنکردنی روبرو شدم . فضا انقدر پر از آدم بود که جایی برای نفس کشیدن نمیگذاشت. ممنونم آقای فرهادی ! که باعث شدید بعد از مدتها دوباره با این جمعیت در سالن روبرو شوم  و یادم بیاید که سینمای بی تماشاگر سینمای مرده است. سالن کاملا پر بود حتی صندلی های نزدیک  پرده هم کاملا پر از آدم بود آن هم در روز یکشنبه.

فیلم شروع شد. چقدر صحنه ی اول را دوست داشتم . جایی که دوربین به جای قاضی نشسته و در واقع تماشاگر باید بین نادر و سیمین قضاوت کند. سکانسی که پیرمرد دست سیمین را گرفته بود  و سکانس پمپ بنزین و تربیت تحمیلی پدر کاملا درست و به جا بود.  وقتی با سکانس پیرمرد دست بسته و در حال مرگ مواجه میشوید میشود چند حدس برای دلیلش  زد که هیچکدام هم درست نباشد ! و چقدر تکان دهنده بود وقتی ترمه که مدام مچ پدرش را میگرفت و دروغهایش را آشکار میکرد خودش به مسلط ترین شکل ممکن دروغ گفت . واقعا جا خوردم . و نکته ی قابل توجه که خودم بار اول متوجهش نشدم این بود که پول ها را اول فیلم سیمین از کشو برداشته بود تا به کارگر بدهد.  باز هم ممنون آقای فرهادی . به خاطر ساخت این فیلم خوب که اصلا مخاطبش را دست کم نمیگیرد. و به خاطر طرح موضوعی که همیشه از دغدغه های خودم هم بود. این که نمیشود آدم ها را در لحظه قضاوت کرد. و در نهایت پایان فیلم برتری کاملش را به چهارشنبه سوری و الی ثابت میکند. ترمه کدام را انتخاب میکند ؟ یک پایان حدسی که مثلا شاتر آیلند را میتوان به عنوان نمونه ی خوب خارجیش مثال زد. بعد از پایان فیلم در همان سالن حدس ها شروع میشود . حدس من انتخاب سیمین توسط ترمه است. وقتی یک ساعت و نیم از فیلم گذشته مادر به ترمه میگوید " تو هنوز نمیخوای بیای" ؟ ( روی کلمه ی هنوز دقت کنید. ) یا وقتی سیمین به نادر میگوید  " ترمه تو رو انتخاب کرده که ما از هم جدا نشیم " . و سرانجام وقتی فیلم تمام شد همه ایستادند و دست زدند . آخرین بار این اتفاق برای من هنگام تماشای طلا و مس افتاده بود

شاید در کنار فیلمنامه ی خوب بازی ها هم از نقاط قوت این فیلم است. پیمان معادی حالا با گریمی جدید کمی مسن تر نشان میدهد تا انهایی که میگفتند او در فیلم الی با مریلا زارعی سنخیت ندارد این بار ایرادی را به معادی و حاتمی وارد نکنند.. لیلا حاتمی . بازیگر زن ایرانی محبوب من که اینجا با همیشه متفاوت است. نه لیلای آرام و معصوم همیشگی را میبینیم و نه لیلای پر شور با انرژی فیلم بی پولی. شهاب حسینی هم متفاوت است. نه آن شهاب بسیار مثبت معمول و نه آن شهاب خوشتیپ منفی مثل فیلم های غیرمنتظره یاسوپر استار . ساره بیات هم در این فیلم بازی بسیار خوبی ارائه داد.البته عکس های ساره در قصر برلیناله همه را شوکه کرد ! و همه مانده بودند که این خان با پوتین های 2 متری (!) و چهره ی هالیوودی همان زن نجیب چادری شکسته است ؟!  در مورد توان بازیگری سارینا فرهادی قضاوت زود است اما از پس این نقش خوب بر آمده . نکته ی مهم تر در مورد بازی ها این است که کارگردان حتی از نقش های کم رنگ هم خوب بازی گرفته. نگاه های دختر کوچک ساره بیات و یا رفتار پیرمرد همه درست و در جهت قصه است     

حالا اصغر فرهادی تنها کارگردان در تمام دنیاست که تمام فیلمهایش را دوست دارم. حتی  هیچکاک. فینچر  آنتونیونی  برتولوچی  کریس نولان  و پتر ویر هم فیلمهایی ساخته اند که دوست ندارم.  اما دلم نمیخواهد فرهادی مثل استاد بیضایی شود و در دانشگاههای ینگه دنیا درس بدهد و ما بابت نبودنش حسرت بخوریم. مگر سینمای ما چند "سگ کشی" دارد ؟  دوست دارم فرهادی "کیارستمی" نشود و فیلمهایش با هزار دردسر به ما نرسد . مگر این سینما چند "طعم گیلاس " دارد ؟  دوست دارم فرهادی امیر نادری نشود.  جدایی پس از سالها میتواند دوباره ما را به رقابت در اسکار برگرداند اما شنیده ها میگویند فیلم جدید فرهادی قرار است در آلمان کلید بخورد. خبری که نه از صحتش اطلاع دارم نه از جزئیاتش . اما امیدوارم فرهادی هرکجا که هست مردمش و دغدغه هایشان را فراموش نکند .. دوست دارم فرهادی فرهادی بماند. مگر سینمای ما چند جدایی نادر از سیمین دارد ؟