افسانه ی افسونگر ...!
غم پرچم های بی باد که بیاید سراغت همه ی کوچه پس کوچه های حقیقت را زیر و رو میکنی به دنبال فرانکس صدای یک قهرمان. . صدایی که همسوی تو باشد . که به تو ثابت کند در سخت ترین روزهایت هم تنها نیستی . که او هنوز هم مال توست و پنت هاوس نشینی از تو جدایش نکرده . وقتی قهرمان تو جادوگر هم باشد حضورش به تو میفهماند که جادوگر ها تنها در خدمت "دولت رمالی " نیستند ! و گاهی قرار است برای تو و شادی ات جادو کنند. جادوگر ها همیشه قرار نیست برای بسته شدن دهانت افسون کنند بلکه گاهی تمام تلاششان را میکنند که تو از ته دلت فریاد بزنی . گاه در استادیوم آزادی و گاه در میدان آزادی ! .
نسل من از "سلطان " یک شکم گنده دیده بود و بخشش ار کیسه ی خلیفه و از ژنرال " تبانی " . نسل من از شهریار بد خلقی و بی ظرفیتی دیده بود و از کریم "خساست " . نسل من از امپراتور "دلالی" دیده بود و موشک و هلیکوپترش را هم در خانه نمیدید. اما همین نسل . همین نسل یخ زده ی بی قهرمان یک جادوگر داشت و دارد که داشتنش قصه ی همه ی نداشتن ها را به باد می سپارد ...
علی کریمی یک قدیس تمام عیار است . او هنوز هم اگر اراده کند میتواند عشاق فوتبال را به جعبه ی جادویی بدوزد و شواین اشتایگر را به نیمکت بایرن ! او هنوز هم میتواند فوتبالدوستان وطنی متنفر از فوتبال ژرمن ها را به هواداران 2 آتشه ی بایرن و شالکه تبدیل کند و شاید اگر سقف آرزوهای جادوگر کمی بلند تر بود میتوانستیم او را بر بام فوتبال جهان ببینیم . واضح است که او از پارک جی سونگ هیچ کم ندارد به جز تلاش! اما ویژگی های فنی تنها وجه تمایز کریمی از "دیگران " نیست. پرونده ی زندگی او پر از اتفاقاتی ست که شاید هر کدام از انها به تنهایی برای ساخت تندیسش کافی باشد ! از مصاحبه نکردن با روزنامه ی فلان مقام دولتی تا همراهی عیان با موج خوشرنگ هموطنانش و از کمک به بابک و مجتبی و تیم ملی بانوان و ... تا سرپرستی تعداد زیادی کودک بی سرپرست ...
این روزها که پرسپولیس در نسخیر سردارها و زیرآب زن هاست آخرین حلقه ی واصله ی این تیم با هوادارانش بدون شک بازیکن شماره ی 8 است. بی تردید اگر علی کریمی حالا در پرسپولیس بازی نمیکرد پس از این تعداد شکست و تحقیر بی سابقه هزاران نفر برای تماشای پرسپولیس و به امید شنیدن بوی بهبود ز اوضاع تیمشان راهی ورزشگاه نمیشدند. جادوگر این روزها حتی وقتی روی نیمکت مینشیند با شور و حرارتی بی سابقه بازیکنان درون زمین را هدایت میکند . شور و حرارتی که ابدا در حمید استیلی نمیبینیم . هوادارن سرخ باید قدر فصل های پایانی ستاره ی عصیانگرشان را خوب بدانند که بعد از او سخت بشود بهانه ای برای دوست داشتن این پرسپولیس و حتی این فوتبال یافت. انها شاید باید افسوس 2 فصلی را بخورند که در آن برخی به اجبار جادوگر را از خانه ی اصلیش دور نگه داشتند تنها به خاطر بستن آن مچ بندهای "مقدس " و نمایش پرشکوه همراهی با مردم غرق در خون خیابان های ایران...